نظریهٔ ارزشپایهٔ تورم
به قلم: مایکل رابرتز
1405-06-14
مایکل رابرتز در این مجموعهٔ چهاربخشی — برگرفته از پژوهش مشترکش با گولیلمو کارکدی — نخست به نقد نظریههای جریان اصلی و هترودوکس تورم میپردازد، سپس «نظریهٔ ارزشپایهٔ تورم» را معرفی کرده و در نهایت آن را بر جهش تورمی پساهمهگیری میآزماید.
نظریههای تورم: بخش یکم — جریان اصلی
مایکل رابرتز در بخش یکم پژوهش مشترک خود با گولیلمو کارکدی سه نظریهٔ جریان اصلی دربارهی تورم — مانیتاریسم، کینزیگریِ فشار هزینه و کشش تقاضا، و نظریهٔ انتظارات بانکهای مرکزی — را نقد میکند و نشان میدهد هیچیک با شواهد تجربی سازگار نیستند؛ به همین دلیل است که جریان اصلی «نظریهٔ جامع تورم» ندارد.
1405-06-14
نظریههای تورم: بخش دوم — هترودوکس و مارکسیستی
مایکل رابرتز در بخش دوم پژوهش مشترک خود با گولیلمو کارکدی، ضمن واکاوی دیدگاههای هترودوکس پیرامون تورم —اعم از رویکرد انحصار و اضافهبها و رویکرد کشمکش طبقاتی— به بررسی نظریههای مارکسیستی متفکرانی چون باراده، ماتیک، مندل، هارمن، چونارا، انور شیخ، ماورودئاس و خاتزیرافایلیدیس میپردازد و نشان میدهد که چرا هیچیک از این رویکردها، نظریهای جامع و کاملِ مارکسیستی از تورم به شمار نمیآیند.
1405-06-14
نظریههای تورم: بخش سوم — نظریهی ارزشی تورم
مایکل رابرتز در بخش سوم پژوهش مشترکش با گولیلمو کارکدی، «نظریه ارزشپایه تورم» را معرفی میکند.
1405-06-14
نظریههای تورم: بخش چهارم — تورم پساهمهگیری
مایکل رابرتز در بخش پایانی این مجموعه، «نظریه ارزشپایه تورم» را بر جهش تورمی پساهمهگیری میآزماید: شکست نظریههای جریان اصلی و هترودوکس در تبیین این جهش، شواهد دستمزد حقیقی بر مبنای ارزش، و چرایی بازگشت رکود تورمی و ماندگاری تورم در شرایطی که پول در گردش فزاینده است و رشد ساعتهای کار روبهکندی.
1405-06-14